تبلیغات
زاغارت - زندگی پشت بنر سیب زمینی سرخابی

:درباره وبلاگ

:نویسندگان

آماروبلاگ

1391/10/7-01:15



شده ام آقای همیشگی برای آنهایی که در مسیر رفت و آمد روزانه ام هستند.همان آقای همیشگی که می آید و بعد از بیست و چند قدم راه رفتن کلاه کتش را روی سرش می اندازد تا سردش نشود. به طور متقابل آقا و خانم های همیشگی هم برای من درست شده اند. کرخت و بی انرژی با دک و پوزی وا رفته و کوژ و چانه ای لرزان هر روز همدیگر را می بینیم. هیچ رغبتی از کشف کردن هم وجود ندارد و تخممان هم نیست که "همیشگیِ" یک دیگر هستیم. هرکدام دانه خودمان را که پیدا کردیم به خانه بر میگردیم و مثل کلونیِ موریانه های مریض داخل فانتزی های داشته و نداشته شخصی می چپیم. بعد از امتحان هم چپیدم داخل خانه. شیرکاکائو درست می کنم و به این فکر می کنم که چه خوب است می شود پودری داخل شیر ریخت و این معجون آسمانی را ساخت و میان این دور باطل روزانه نشست و خورد. چه خوب است بیست و یک دسامبر هست و به من و همیشگی های مسیرم جو می دهد وگرنه خفه می شدیم. 
شیرکاکائو حاضر است. لیوانی برای خودم و لیوانی برای دختر رویاهایم. روبرویم نشسته و همش چپ چپی نگاهم می کند. می گویم آهااا..فکر کرده ای نمی دانم موهایت را رنگ کرده ای؟ و بلند می شوم و به کله قند هایی که داخل قلبش آب می شود فکر می کنم.اول پیشانی و بعد لبهایش را می بوسم و به ریز لبخندی که به وسعت دنیا میزند نگاه میکنم. همینی را که آلان خواندید ..بله همین دروغ را! حین شیرکاکائو خوردن به لیست هزاران فانتزی ام اضافه می کنم و عن تر از دیروز با یک تریپ روشنفکر مآبانه و با صورت آزادی خواه و راسخ لاگ این توئیترم می شوم و آن را می نویسم. طبق معمول تا سی ثانیه بعد از نوشتن توئیت منتظر یک اتفاق عجیب مثل سقوط یک هواپیما یا شهاب سنگ می مانم. اما هیچ وقت هیچ چیزی نمی شود. چرا می شود.. همین فیو که توئیت می خورد یعنی کسی آن را خوانده و همین کافیست. همین کافیست که بدانی کسی در نقطه ای از این کلونی کسشرهایت را که به منزله یک عبارت بزرگ "هــلپ می" که با آتش نوشته ای و دم ساحل جزیره فانتزی هایت زده ای دیده و می داند تو هم وجود داری. تا همینجا را بدانید تا من یک روز دیگر زندگی کنم و با تجربه های جدید ادامه این پست را بنویسم.
خب امروز روز دیگر دیروز شده است. پای امتحان فیزیک هستم. سوال نُه فیزیک میگوید یک کسخلی آمده و دور یک دایره را چهار بار چرخیده, تو بیا و معادله درجه دو او را پیدا کن.من فیزیک را خیلی بلدم. من خدای فیزیک هستم. منتظرم وقت تمام شود اما مراقب امتحانات چشمش را عین کون مرغ کرده است و نگاهم می کند مبادا تقلب کنم. همیشه همین کار را می کند. من به او اعتنا ندارم. همیشه همین کار را می کنم. اصلی که مراقب ها می دانند این است که اگر کسی در امتحان هایش تقلب نکند و به تعداد n-1 بار صادق باشد حتمن بار n ام به اندازه بار اول خطر تقلب هست. برگه ام را تحویل می دهم و چون همیشه یک کار را می کنم پس آلان هم یک کار را می کنم و آن این است که به ایستگاه سیب زمینی می روم. از سوتی های من این بود که یکبار گفتم سیب زمینی سرخابی! اصلن سیب زمینی سوخاری ندارد(سوتی اول) سیب زمینی که سوخاری ندارد پس نمی توانی اشتباهن بگویی سرخابی (سوتی دوم). بگذریم!
اینجا جلوی این میز عکس یک دخترک ناز را که پشت یک خروار سیب زمینی نشسته روی بنر تبلیغاتی چاپ کرده اند. سیب زمینی می خورم و نگاهش می کنم. به من لبخند می زند و قول می دهم که برایش سس بخرم. از من می خواهد بیارمش بیرون و ببرمش جاهای خوب را نشانش دهم. من اورا نگاه می کنم او من را. به هم لبخند می زنیم و کم کم عاشقش می شوم. یک مرد می آید و وسط معاشقه مان می نشیند .. دیگر اورا نمی بینم. سیب زمینی با شاش خوب نیست. بلند می شوم برگردم خانه! تجربه جدیدم عاشقی بود. پایان روزم توئیتر و آزادی خواهی های روشنفکر مآبانه می شود..یادتان که هست؟ خب همان. 



نظرات() 

تاریخ آخرین ویرایش:1391/10/8 01:10


How long do you grow during puberty?
1396/05/15 16:25
Oh my goodness! Incredible article dude! Many thanks, However I am going through problems with your RSS.
I don't understand the reason why I cannot subscribe to it.
Is there anybody getting similar RSS issues? Anyone that knows the solution can you kindly respond?
Thanx!!
What do you do for Achilles tendonitis?
1396/05/10 20:08
What's Taking place i am new to this, I stumbled upon this I
have found It absolutely helpful and it has helped
me out loads. I hope to contribute & aid different customers like its
helped me. Great job.
BHW
1396/01/29 00:18
Thankfulness to my father who shared with me about this
blog, this webpage is really awesome.
manicure
1396/01/15 06:41
It's nearly impossible to find knowledgeable people in this particular topic, however, you sound like you know what you're talking about!

Thanks
BHW
1396/01/12 21:07
I'm amazed, I have to admit. Rarely do I encounter a blog that's both educative
and engaging, and let me tell you, you have
hit the nail on the head. The issue is an issue that too few
people are speaking intelligently about. Now i'm very
happy I stumbled across this in my hunt for something relating to this.
افشینعباس
1391/10/28 19:29
به معضوقه من فوش نده پسره ی کون دردیه
نگفتم که دزدیدی
گفتم شبیهش نوشتی
بیشعور نفهم
یه بار دیگه به صهبا فوش بدی میدم توئیتر خشک خشک بکننت
پاسخ armin : بکش بیرون افشین از این ادبیات . بمال در بچه خشک شه رو پاهات
افشینعباس
1391/10/28 19:21
آه ای آرمین چقدر قلمت شبیه صهبا شده است
آه صهبا عشق دست نیافتنی من
به جان تو که نه ولی جان گلهای اطلسی گمان بردم این را زا صهبا دزدیدهای
اما بعد گمان بردم نه تو عشق راستین من هستی و میدانی که دزدی کار خوبی نیست و حاکمان شهر دول دزد را می برند
پاسخ armin : خوبه پس : )
علیرضا
1391/10/8 21:53
شیر کاکائو رو خیلی دوست دارم از نوع داغش....ولی معمولا من شربت آبلیمو درست میکنم برای خودم....
روزمرگی ها دهنشان خیلی گشاد است....آدم را با نهایت بزرگی تنهایی هایشان می بلعند...
پاسخ armin : شربت آبلیمو فضاسازی رنگ واری از بی رنگی داره..ولی شیرکاکائو معنویه :دی
AMIR
1391/10/8 21:20
هنوز هم اون یارو رو یادته ؟اون دختر رویاهاتو که تو خوابگاه درستش کرده بودی!همون عنه؟
پاسخ armin : اهم. همونه ...
عارفه
1391/10/8 14:27
آرمین خیلی دیووونه ای .
نوشته ات و دوست داشتم .
حس چند گانه ای بهم القا می کرد.
هیع امتحان ها
پاسخ armin : سلام عاری :دی
تو ک انسانی هستی..می خوای همین آلان همه ی امتحاناتتو با معدل 19 پاس کنم ؟ :D
hasan dash
1391/10/8 01:22
مال تو شیر کاکائو ماله من قدم زدنه .
پاسخ armin : مال اون یکی ام کسشر...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر